![]() |
![]() |
|
| کاش هست ما جزئی از نیست شما باشد !! |
|
شيفت اول : پدر از لای تصنيفهای آذری در میآيد « تاريخ » را از من میپرسد « تصميم کبرا » را ديکته میکند به برادرم لالايی برای خواهرم خواب رفته روی گهوارهی پاهای خواب رفته و خوراکی زير ظهر میگيرد برای ما و مادر که از حاشيهی شهر گرد گچ و اوراق امتحان میآورد ! شيفت دوم : مادر تاشدگیهای روز را میآويزد هموارم مثل پيراهن اتو شده پشت نيم کتها کلمات را کش میروم برای سطرهای خالی و سوالی از جهان چرا بوی اُزون برون تازه حلال شده از ديوار همسايه میآيد بالا از ديوار ما میآيد پايين پدرم که ادبيات فرانسوی خوانده است برای چند نان فرانسوی جامعه شناسی تدريس میکند و مواجه است با جامعهای که جا نمیشود بر تختههای سياه شيفت سوم : رگهای خانه پر از مادر است چشمهای خانه پر از خواهر با برادرم و عصرهای فوتبال خاک را از خواب کوچه بر میداريم برمیداريم بادبادکی که رابطهاي است ميان ايوان و ابر شب شروع میشود با پدر که ابياتی شده از « حيدر بابا » و شام به اندازهای که فردا هم زير ظهر قرار بگيرد !
من مردی خالی از سکنه تو زنی دل نشين نگريستی پاييز شد گريستی درخت ها سبک شدند و رنگ ها دويده در باد ما به يافتن عقيده می رويم !
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط سینا |
|
این عشق را و بازوی نحیفم |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط سینا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
من سینا 22 ساله مردی از تبار ... شاید ناکجا اباد ولی دلسوز مردم همینجا اباد !!! نیست ما جزیی از هست شماست کاش !! اگر این وبلاگ هم فیلتر شد از www.samian-13.blogfa.com استفاده کنید در ضمن این وبلاگ هر سه شنبه ساعت 11 صبح اپ میشود
|
| نوشته های پیشین |
|
تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 |
| پیوندها |
|
افشا عربها رحمان |
|
RSS
|