تبليغاتX
ماه پشت ابر نمیمونه !!
کاش هست ما جزئی از نیست شما باشد !!
جزیره در حاشیه متن
پایت را از این ماجرا بگذار بیرون
بگذار از این دالان هوایی...
حلقه های دود روی موج شكن ها جابه‌جا شوند
این جزیره كه مزرعه نیست
با یك خط فرضی دو نیمش كنی
برایش یك حصار چوبی فرض بگیری
مترسكی برای تنهایی اش
و فكر شخم معدن گلك آرامت نگذارد
آقا!
اینجا یك جزیره متروكه در حاشیه یك متن كهنه است
سربازانی از حمام لطفعلی خان
سال‌هاست از معدن گلك
كلمه استخراج می‌كنند
صبح روز بعد
كلمه‌ها
می‌افتند بر زبان‌ها
جاشوان – البته با كمی بی‌رحمی –
آنها را طعمه قلاب خود می‌گذارند
و دختران جزیره
به فكر استفاده قومی از این كلماتند
اینجا مزرعه نیست آقا
باید از این جزیره دست بردارید
بگذارید كلمات
سر زبان‌ها باشد


 

(2)


عذر این گربه سیاه
که پاهایش را مچاله کرده روی تنت بپذیر
چشم بر این نقشه دوخته
سلام ساعت خوب جغرافیا!


*****


چشم به آب می زنم
در رقص عود بندری
دشداشه تنت کرده‌اند
سفید ایستاده‌ای
به نقشه زل می‌زنی
به چشم سیاه گربه
به عصا و کتاب
به ساعت خوب جغرافیا
گربه بر این دشداشه چنگ می‌زند
از این روزها دور نمی‌روی
در نقشه خوب افتاده‌ای
گربه پاهایش را مچاله کرده روی تنت
از گودی چشمت ظرف آبی بر می‌دارد

+ نوشته شده در  ساعت   توسط سینا | 
سلام دوستان امیدوارم خوب باشید مثل همیشه از این که نشد به موقع اپ کنم عذر می خوام به هر حال امروز یک شعر مهمان من

 

آی آزادی
تکوین این فاصله بین ما بهر چیست؟
این فاصله به اندازه ی تمام تاریخ است،به اندازه ی تمام وسوسه ها،
به فاصله ی دعا و نفرین است.
سنگ سنگ این فرسنگ ها،
رنگین به خون بی گناهی هاست.
اعراب چه ناجوانمردانه فریبمان دادند،
آن روزها شهر پر ز بوتیمار،
امروز پر ز مار.
آن روزها عشق لحیم ما،
امروز لهیب نفرت میان ما.
آن روزها مست ز انگبین صداقت،
امروز غریق تلخی دروغ.
وای بر شما ، ای اولاد زنا،
حاصل هم خوابگی دیو و اهورا،
که اینگونه آتش ظلمتان ، سوزاند داد ما.
 
 

  وای بر دینی که اینان ارمغان آورده اند

 

درصلات ظهر گرما نان و خرما برده اند

در بر هر خانه ای ویرانه ای آورده اند

جملگی بهر مناجات خدا زیورها اندوخته اند

وای بر دینی که اینان ارمغان آورده اند

 

سحر گاه است و خروس شهر محبوبم نمیخواند اذان

پاسداران در سحر سرها به دار آورده اند

صوفیان را در پی معبد به جان آورده اند

وای بر دینی که اینان ارمغان آورده اند

 

در درون گور موسی و محمد بارها گرییده اند

وز پشیمانی به آیینی که صدها سال پیش آورده اند

در بهار عمر ایرانم خزان آورده اند

وای بر دینی که اینان ارمغان آورده اند

 

نغمه شیرین حافظ را به بادش داده اند

آیه شیطان قرآن را به جاش آورده اند

ملک کوروش را دگر بار اینچنان چاپیده اند

وای بر دینی که اینان ارمغان آورده اند

 

نور ایزد را که زرتشت پاس داشت

در شباهنگام به زندان سیاهی برده اند

قهرمانان را به تیغ تازیان آلوده اند

وای بر دینی که اینان ارمغان آورده اند

 

ای جوانان دین اسلام وحشت و نا مردمیست

مرگ اسلام در وطن بر ما شتابان واجب است

باز سازیم آنچه این پتیاره گان ویران و داغان کرده اند

وای بر دینی که اینان ارمغان آورده اند

 

صادق ار این بی کسان گفتند مسلمان زاده ای

دل قوی دار که با زور و چه بیخود گفته اند

و بدان ایرانیان گفتار نیک پندار نیک کردار نیک آموخته اند

وای بر دینی که اینان ارمغان آورده اند

  صادق

+ نوشته شده در  ساعت   توسط سینا | 
سلام دوستانی که با من بودید تا به حل شاد یا اگر غمگینتون کردم جز حقیقت چیزی نگفتم

من به مدت ۱ هفته برای انجام بازجویی به کمپ خواهم رفت اگر حرفهام همونی بود که مسولین رژیم میخواستن  بود که هفتهی بعد میام تا باز هم در خدمت شما باشم اگر نه به دزفول تبعید خواهم شد  

به امید دیداری دوباره با شما و به امید دمیدن امید در زندگی همهی شما امروز فقط اسامی دوستانی رو که در این چند روز اعدام شدن اعلام کنم تا یادی از اونها بشه شاید به زودی ما هم به اونها بپیوندیم

 

1- مصطفی دریانورد( سالن 1 اندرزگاه 7 زندان اوین )

2- رضا بابا تبار ( سالن 3 اندرزگاه 7 زندان اوین )

3- بابک دادبخش ( سالن 3 اندرزگاه 7 زندان اوین )

4- فرشید بابایی ورزی ( سالن1  اندرزگاه 7 زندان اوین )

5- عبدالرضا نجفیان (سالن 5 اندرزگاه 7 زندان اوین )

6- حسین اصغری ( سالن 1 اندرزگاه 7 زندان اوین )

7- بهروز جاوید تهرانی ( زندان گوهردشت )

8- علیرضا کرمی خیرآبادی ( زندان گوهردشت )

9- افشین بایمانی ( زندان گوهردشت )

10 - سعید سنگر (زندان ارومیه )

11- ساسان بابایی ( زندان سنندج )

12 - جعفر ملائکه ( زندان نقده )

13 - کیوان رفیعی ( بند 7 زندان اوین )

14 - محمد حسن فلاحی زاده ( بند 350 زندان اوین )

15- ابوالفضل جهاندار ( بند 350 زندان اوین )

16 - یاسر مجیدی ( زندان بیرجند )

17 - علی حیدریان ( بند 350 زندان اوین )

18 - فرزاد کمانگر ( بند 350 زندان اوین )

19 - اکبر سنجابی ( زندان دیزل آباد کرمانشاه )

20 -  پیمان خنجری ( زندان دیزل آباد کرمانشاه )

در جنگلی پر از گاو یک شیر بود حاکم
این شیر حسنها داشت هر چند بود ظالم
او با تمام قدرت دشمن به پشت می راند
با چنگهای خونین بر جای خویش می ماند
عشق و غرور و نفرت او را به اوج می برد
هر چند گاوها را گاهی به ظلم می خورد
در قلب پر غرورش روحی بزرگ جا داشت
در جنگل پر از ترس بذر امید می کاشت
تا اینکه روبهی شیر بر ضد شیر برخاست
با خود خیال می کرد او منجی غزل هاست
او گله گاوها را در راه خویش هی کرد
این راه پر خطر را با هوش خود طی کرد
گاوان همه به ناگه در دام او فتادند
دلهای پاک و ساده در دست او نهادند
یاران با وفا لیک با شیر مانده بودند
آنان سرود شیران با شیر خوانده بودند
روباه پیر اما وعده به گاوها داد
وعده روز شیرین با قلبهایی آزاد
تا اینکه در شبی سرد بر شیر حمله بردند
آلاله های عاشق در این غروب مردند
روباه پیر چندی بر تخت سلطنت ماند
اوهم چو شیر جنگل دشمن زخانه ها راند
تا اینکه خشم جنگل روبه زپا در آورد
احساس بی پناهی از عاشقان سرآورد
بعد از غروب عمرش طوفان دیگری شد
دلهای پاک و ساده مهمان دیگری شد
روباه تازه وارد مهمان کرکسان گشت
جنگل پرشاخ و برگ تبدیل شد به یک دشت
گاوان چونان همیشه تنها سکوت کردند
در انتظار یک شیر آماده نبردند
گویا که تا همیشه این دور ادامه دارد
این دور بی نهایت بر دشت دل ببارد

برام دعا کنید عزیزان

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط سینا | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
من سینا 22 ساله مردی از تبار ... شاید ناکجا اباد ولی دلسوز مردم همینجا اباد !!! نیست ما جزیی از هست شماست کاش !! اگر این وبلاگ هم فیلتر شد از www.samian-13.blogfa.com استفاده کنید در ضمن این وبلاگ هر سه شنبه ساعت 11 صبح اپ میشود

نوشته های پیشین
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
پیوندها
افشا
عربها
رحمان
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان