تبليغاتX
ماه پشت ابر نمیمونه !!
کاش هست ما جزئی از نیست شما باشد !!

1
ذهنم پر از همهمه‌ی روزهای در راه
زوار هر زمان
روزی که تو آمدی
زنده شدم
آنوقت مادرم مرده بود
شاید با آخرین مردی که بوسید
جایی در بهشت
شراب شور اسپانیا می‌نوشید
شب
هرگز بهترین فرصت گریز نیست
شاید هم ...
برای خیانت همه‌ی مادران دنیا
جهنم مرد سالار ...
سوختن ازلی را گزیده بود
با اینکه همه‌ی "بت‌ها" گفته بودند:
مادران مرد سالارند!
و مردان برایشان هورا کشیده بودند ...
خیلی پیش از آنکه آنان را به عقد دایم خود در آورده باشند
دختران باکره
دوشیزگان طرفدار "هیپ هاپ"
بانوانی که چشم بسته لبخند عشق بر لبانشان می‌نشیند
و گریان غزل خداحافظی بر لبانشان می‌لرزد
چقدر شبیه من می‌بوسی ...
می‌شوی خود خودم
چشم‌هایت که با چشم‌هایم تصادفی "آپ تو دیت" می‌شود ...
"دختر فصل‌های دوگانه دشتستان"
یادمان بماند!
بهار تنها یک فرض نیست
و پاییز همبستر زمستان نمی‌شود
وقتی همه جا تابستان داغ را فریاد می‌زنند
در التهاب خیال افسانه‌ات کردم
بی هیچ تعارفی
دریغا درسته حقیقت شدی
خواب‌هایمان فونت لاتین نمی‌پذیرند
آه دخترک ...

فریاد من

*****
2

در هیچ كدام نمی گنجی
سپید می كشم ات
سیاه ...
ترسی كه همه جا
می كشی
حتا درزهای شك و تردید
دیوارهای مجازی
ایستگاه هایی
هما ن ها كه جای ایستادن نیستند
دوستشان نمی داری
اصلن مادرت نتوانسته با آنها كنار بیاید
تا پدر ...

هنوز می پندارد
مردانگی اش پلكانی ست
بسبب برتری كه خداوند ...
زنان فرمانبردارانند
و زن
نقاشی ات می كنم
از آبرنگ
نگاهت را سایه میزنم
رنگین كمان پندارهای خوب
جشنواره ی روزهای آفتابی و كم رنگ
آوازم اشكی شد
امروز
قهوه ای در حوصله ی چشمهایت تركید
شبنم را برای باران
به گود ترین نقطه می فرستم
دستهای تشنه را به دریا
دیشب
صدایم را شنیدی ...؟

 

این هم چند نمونه ی اسلامی اسلامیون       اسلامیون 2

 از دانلود اینها خجالت نکشید !!

+ نوشته شده در  ساعت   توسط سینا | 
وقتي زن يزدي كه طبق قانون بايد تا نزديكي سينه در خاك دفن مي‌شد از سنگسار جان سالم به در برد، بايد مي‌دانستيم خبرهاي ديگري در راه است.1 خبرهايي كه سر آن به اتحادية اروپا وصل بود كه توافق كرده بود در مقابل صادر نكردن قطعنامه، دولت ايران اقداماتي براي بهبود وضعيت حقوق بشر انجام دهد.2 و اما در محافل حقوق بشر دنيا كارها چگونه پيش مي‌رفت؟ در ماه آوريل سال 2002، برخلاف چندين سال گذشته، قطعنامة كميسيون حقوق بشر سازمان ملل متحد عليه ايران با اختلاف كمي رأي نياورد. لابي پرتعداد هيئت ايراني، سياست خارجي دولت خاتمي و پاره‌اي ملاحظات بين‌المللي باعث شد اين اتفاق بيفتد. بخصوص كه حضور يك زن، پيمانه هسته‌اي، با لباس اسلامي، مانتو و روسري آبي، در نقش سخنگوي هيئت ايراني بسيار مؤثر بود. ايران پس از 20 سال پياپي كه به نقض حقوق بشر متهم شده بود، از ليست سياه بيرون آمد. سازمان ملل متحد نيز گزارشگر ويژه‌اي به جاي موريس كاپيتورن گزارشگر ويژة خود، كه مأموريتش تهية گزارش سالانه در مورد نقص حقوق بشر در ايران بود، گزارشگر ديگري تعيين نكرد.

اخر تا کجا ظلم اینجا ایران است کشور من و تو و به یاد داشته باش تا بینندهای برای اعدام نباشد اعدامی صورت نخواهد گرفت

+ نوشته شده در  ساعت   توسط سینا | 

کـفـر

 

خدايا تو بوسيــــــــده ای  هيچگاه         لب  سرخ  فام  زنی  مست  را؟

به وسواس لرزيده دستــــــــان تو؟        به پستان کا لش زدی دست را؟

 

خدايا تو احسا س ا گر داشتــــــــی      د لت را چو من سخت می باختی

برای  خــود  ای  ايــزد  بــی خدا       خـدای دگــر نـيـزمی سا ختــــــی

                                                      

    ازنصرت رحمانی

 

 

شبئ در حال مستئ ، تكيه بر جائ خدا كردم
در آن يك شب خدايئ ، من عجايب كارها كردم
جهان را روئ هم كوبيدم ، از نو ساختم گيتئ
ز خاك عالم كهنه ، جهانئ نو بنا كردم
كشيدم بر زمين از عرش ، دنيا دار سابق را
سخن واضح تر و بهتر بگويم ، كودتا كردم
خدا را بنده خود كرده ، خود گشتم خدائ او
خدايئ ، با تسلط هم به ارض و هم سما كردم
ميان آب شستم سر بسر برنامه پيشين
هر آن چيزئ كز اول بود نابود و فنا كردم
نمودم هم بهشت و هم جهنم هر دو را معدوم
كشيدم پيش نقد و نسيه ، بازئ را رها كردم
نماز و روزه را تعطيل كردم ، كعبه را بستم
وثاق بندگئ را ، از رياكارئ جدا كردم
امام و قطب و پيغمبر نكردم در جهان منصوب
خدايئ بر زمين و بر زمان ، بئ كدخدا كردم
نكردم خلق، ملا و فقيه و زاهد و صوفئ
نه تعيين بهر مردم مقتدا و پيشوا كردم
شدم خود عهده دار پيشوايئ در همه عالم
به تيپا ، پيشوايان را ، به دور از پيش پا كردم
بدون اسقف و پاپ و كشيش و مفتئ اعظم
خلايق را به امر حق شناسئ آشنا كردم
نه آوردم به دنيا روضه خوان و مرشد و رمال
نه كس را مفتخوار و هرزه و لات و گدا كردم
نمودم خلق را آسوده از شر رياكاران
به قدرت در جهان خلع يد از اهل ريا كردم
ندادم فرصت مردم فريبئ بر عبا پوشان
نخواهم گفت آن كارئ كه با اهل عبا كردم
به جائ مردم نادان ، نمودم خلق گاو و خر
ميان خلق آنان را پئ خدمت رها كردم
مقرر داشتم خالئ ز منت ، رزق مردم را
نه شرطئ در نماز و روزه و ذكر و دعاكردم
نكردم پشت سر هم ، بندگان لخت و عور ايجاد
به مشتئ بندگان آبرومند اكتفا كردم
هر آنكس را كه مئ دانستم از اول بود فاسد
نكردم خلق و عالم را ، برئ از هر جفا كردم
به جائ جنس موذئ آفريدم مردم دل پاك
قلوب مردمان را، مركز مهر و وفا كردم
نكردم خلق ، آمريكا و روس و انگلستان را
به موجودات عالم صلح و يكرنگئ عطا كردم
سرئ كو داشت بر سر فكر استثمار كوبيدم
دگر قانون استثمار را در زير پا كردم
رجال خائن ومزدور را ، در آتش افكندم
سپس خاكستر اجسادشان را بر هوا كردم
نه جمعئ را برون از حد بدادم ثروت و مكنت
نه جمعئ را به درد بئ نوايئ مبتلا كردم
نه يك بئ آبرويئ را ، هزاران گنج بخشيدم
نه بر يك آبرومندئ ، دوصد ظلم و جفا كردم
نكردم هيچ فردئ را ، قرين محنت و خوارئ
گرفتاران محنت را ، رها از تنگنا كردم
به جائ آنكه مردم را گذارم در غم و ذلت
گره از كارهائ مردم غم ديده وا كردم
بجائ آنكه بخشم خلق را امراض گوناگون
به الطاف خدايئ ، درد مردم را دوا كردم
جهانئ ساختم پر عدل و داد و خالئ از تبعيض
تمام بندگان خويش را، از خو د رضا كردم
نگويندم كه تا ريگئ به كفشت هست از اول
نكردم خلق شيطان را، عجب كارئ بجا كردم
چو مئ دانستم از اول كه در آخر چه خواهد شد
نشستم ، فكر كار انتها را، ابتدا كردم
نكردم اشتباهئ چون خدائ فعلئ عالم
خلاصه هر چه كردم خدمت و مهر و صفا كردم
زمن سر زد هزاران كار ديگر تا سحر ، ليكن
چو از خود بئ خبر بودم ندانستم چه ها كردم
سحر چون گشت ، از مستئ شدم هشيار
خدايا ، در پناه مئ ، جسارت بر خدا كردم
شدم بار دگر يك بنده درگاه او، گفتم
خداوندا ، نفهميدم ، غلط كردم ، خطا كردم

            از سیاوش

+ نوشته شده در  ساعت   توسط سینا | 

ذهن من

ذهنم پر از همهمه‌ی روزهای در راه
زوار هر زمان
روزی که تو آمدی
زنده شدم
آنوقت مادرم مرده بود
شاید با آخرین مردی که بوسید
جایی در بهشت
شراب شور اسپانیا می‌نوشید
شب
هرگز بهترین فرصت گریز نیست
شاید هم ...
برای خیانت همه‌ی مادران دنیا
جهنم مرد سالار ...
سوختن ازلی را گزیده بود
با اینکه همه‌ی "بت‌ها" گفته بودند:
مادران مرد سالارند!
و مردان برایشان هورا کشیده بودند ...
خیلی پیش از آنکه آنان را به عقد دایم خود در آورده باشند
دختران باکره
دوشیزگان طرفدار "هیپ هاپ"
بانوانی که چشم بسته لبخند عشق بر لبانشان می‌نشیند
و گریان غزل خداحافظی بر لبانشان می‌لرزد
چقدر شبیه من می‌بوسی ...
می‌شوی خود خودم
چشم‌هایت که با چشم‌هایم تصادفی "آپ تو دیت" می‌شود ...
"دختر فصل‌های دوگانه دشتستان"
یادمان بماند!
بهار تنها یک فرض نیست
و پاییز همبستر زمستان نمی‌شود
وقتی همه جا تابستان داغ را فریاد می‌زنند
در التهاب خیال افسانه‌ات کردم
بی هیچ تعارفی
دریغا درسته حقیقت شدی
خواب‌هایمان فونت لاتین نمی‌پذیرند
آه دخترک ...



*****
تو !!                                 

در هیچ كدام نمی گنجی
سپید می كشم ات
سیاه ...
ترسی كه همه جا
می كشی
حتا درزهای شك و تردید
دیوارهای مجازی
ایستگاه هایی
هما ن ها كه جای ایستادن نیستند
دوستشان نمی داری
اصلن مادرت نتوانسته با آنها كنار بیاید
تا پدر ...

هنوز می پندارد
مردانگی اش پلكانی ست
بسبب برتری كه خداوند ...
زنان فرمانبردارانند
و زن
نقاشی ات می كنم
از آبرنگ
نگاهت را سایه میزنم
رنگین كمان پندارهای خوب
جشنواره ی روزهای آفتابی و كم رنگ
آوازم اشكی شد
امروز
قهوه ای در حوصله ی چشمهایت تركید
شبنم را برای باران
به گود ترین نقطه می فرستم
دستهای تشنه را به دریا
دیشب
صدایم را شنیدی ...؟


+ نوشته شده در  ساعت   توسط سینا | 
شخصی که حمله انتحاری (استشهادی) انجام داده؛ احتمالا به این شخص در بهشت 72 تا حوری باکره جایزه داده شده.

شخصی که حمله انتحاری (استشهادی) انجام داده؛ احتمالا به این شخص در بهشت 72 تا حوری باکره جایزه داده شده.

عملیات انتحاری

کودک فلسطینی بعد از گذراندن دوره های آموزشی فرهنگ اسلامی

کودک اسرائیلی، واصل شده به درک توسط سربازان خداوند؛ یهودی ها شرور هستند.

مبارزان فلسطینی در حال نشان دادن مدارک پیروزی خود.

یک برادرشهادت طلب فلسطینی دیگر، بعد از جنگ در راه خدا

+ نوشته شده در  ساعت   توسط سینا | 
مردم تو را دستمالی می کنند

 

باران که روسری‌اش را شانه کرد
من زیر تخت‌ها بودم
تخت سینه‌ها بودم
ما فوتِ آب و خاکیم
گلیم
پایمان را از زمین درازتر نمی‌کنیم
باران که موهایش را شانه کرد
من زیر تخت سنگ‌ها بودم
تخت سینه‌ها بودم
مردهایی بودم هویی٬ های‌وهویی٬هویی٬هوهویی
شومی در شبی٬شبی در شومی٬شبیه شبی٬شبهی٬شُبه ِ شد شبی باران
باران که شانه‌هایش را شانه کرد
من- زیر تابوت خودم تا بود ِ خودم تاب ِشا‌ نه های تو را تاب نیاورد
مردی که می‌تابید بر خودش٬ باد! شب بود
شب بود
هر خنجری که در تنش فرو می‌رفت یک ستاره پیدا می‌شد
هی! روز ِ شده با خنجرها
من برگ عورت آدمم
چشم دریده‌ام
پیراهن یوسفم
از پشتم
پدرم
درآمده خورشید! تو کوری و مادرزاد بی‌پدر
دروغی که روشن می‌کند اجاق را
کیک تولد را
ماه و چشم های گرگ بیابان را
که حفره های استخوانی ایمان
و اعتماد
تنها کلمه‌ای ست که مرده به دنیا می‌آید
بزرگ می‌شود
دست بچه‌ها را می‌گیرد و
زنده زنده از دنیا می‌رود
شبیه خوابهای خوشی که فراموش می‌کنیم هر صبح
تنها لبخندی باقی می‌ماند ادامه‌ي قصه
من پای تو بودم
پای تخت تو بودم
خراب شهر نو
پایتخت تو بودم
زنی از کُر بیرون کشیده شد
دیواری از پنجره در رفت
دیواری با من با پنجره در افتاد
روبروی من
پنجره بی‌پرده از باد گفت و ترسید
نوری از صورت تو اخراج شد
چه خیانتی در قلب ما عقب نشینی دارد
مرا با پیراهن کودکی‌ات ژنده‌گی کن
مرا تن کن
مرا که با این همه٬
روی بومی سپید سیاه می‌شود زاغ
زاغ می‌زند موهایت را
کبوترباز جلد ِ خانه‌ای هرجایی‌ست
جهانی که به قیمت فروخته شد
تنها تکه ای از تو بود
با این همه یک پا پارچه وصله‌ام
به شکل وصلۀ خورشید بسته‌ام
ایستاده ام امامزاده
مردم تو را دستمالی می کنند
من کودکی که دست به دست شده
تودست چندمی بودی که ریختی
"من داریوش خدایگان ایران"
با مردمی که مردم آزارند
آزارم به مرد هم نمی رسد
حالا تخت بگیروبخواب
روی سینه‌ای که سنگ شده
تنها باد می‌نویسد و آب
"نقشی به یاد خط تو بر آب"
دست روی دست سراب
باران کجای قله‌های دربند می‌آید
بند می‌آید
می‌آید
کلید خانه‌اش را در خانه‌ام
جا می‌گذارد و می‌رود
که با این همه
لباس عروسی
شبی
چند؟

+ نوشته شده در  ساعت   توسط سینا | 

 

عکس‌هایی که دنیا را تکان دادند - بهترین عکس‌های خبری نیم قرن 

  - 1آگوست 1955 ، دانمارک: یک شرکت‌کننده در مسابقه موتورسواری ، افتاده است.


 

-2  1956، آلمان غربی: یک سرباز آلمانی بعد از طی دوره اسارت در روسیه به میهنش بازگشته و با دختر 12 ساله‌اش که از یک سالگی او را ندیده ، ملاقات می‌کند.


 - 3 1957، شارلوت ، کارولینای شمالی: دروتی کانتس ، یکی از نخستین
دانش‌آموزان سیاه‌پوستی است که توانسته وارد دبیرستان‌هایی شود که پیش از

 
آن صرفا سفیدپوستان را پذیرش می‌کرد.‌ عکس‌العمل‌های سفیدپوستان باعث

شد که والدین دروتی تنها بعد از 4 روز وی را از دبیرستان خارج کنند
.


 

- 4 1958، پراگ ، چک‌اسلواکی: مسابقه فوتبال بین پراگ و براتیسلاوا.

 


- 5اکتبر 1960 ، توکیو ، ژاپن: یک دانشجوی جناح راست ،
رهبر سوسیالیست‌ها Inejiro Asanuma را ترور می‌کند
.


 

-6 ژوئن 1962 ، ونزوئلا: سربازی که مورد اصابت گلوله یک تک‌تیرانداز قرار گرفته
در آغوش یک افسر نیروی دریایی. عکاس این عکس را در حالت درازکش برای پرهیز از

اصابت گلوله تک‌تیرانداز به خودش گرفته است
.
 


 

 - 7ژوئن 1963 ، سایگون ، ویتنام جنوبی: یک بودائی در اعتراض به آزار و اذیت
پیروان مذاهب به وسیله دولت ویتنام جنوبی خودسوزی کرده است. این عکس‌

تأثیرگذار باعث شد ، رئیس جمهور کندی حمایت از دولت وبتنام جنوبی را متوقف کند
.
 


 

- 8آوریل 1964 ، قبرس: یک زن ترک به عزای شوهرش که در جنگ داخلی بین
ترک‌ها و یونانی‌ها در جزیره قبرس کشته شده ، نشسته است
.
 


 

-9 سپتامبر 1965 ، ویتنام جنوبی: یک مادر و فرزندانش برای فرار از بمباران آمریکایی‌ها
از عرض رودخانه عبور می‌کنند
.


 

 - 10ویتنام جنوبی ، فوریه 1966: سربازان آمریکایی جسد یک ویت‌کنگ را روی زمین می‌کشند. عکاس ژاپنی این عکس در سال 1970 در مأموریتی در کلمبیا کشته شد.


 

-11 می 1967 ، ویتنام جنوبی: فرمانده یک تانک M48 آمریکایی ،
عکاس هلندی این عکس را در حالی که روی کف داغ تانک خوابیده بود ،

گرفت. وی تنها عکاس هلندی بود که برنده بهترین عکس خبری سال شد
.
 


 

 -12 اول فوریه 1968 ، سایگون ، ویتنام جنوبی: پلیس ملی ویتنام جنوبی
 Nguyen Ngoc Loan
، یک ویت کنگ را اعدام می کند.
عکاس
: Eddie Adams.


 

- 13می 1969 ، لاندوندری ، ایرلند شمالی: یک کاتولیک جوان در زمان درگیری با نیروهای بریتانیایی. عکاس آلمانی این عکس هانس جورج آندرس ، بعد از یک شب درگیری خیابانی در ایرلند و در شرایطی که پلیس گاز اشک آور شلیک کرده بود ،  پسر جوانی را دید که ماسک ضد گاز بر سر داشت و روبروی دیواری ایستاده  که روی آن نوشته شده:"ما صلح می‌خواهیم" ،  قبل از اینکه گاز اشک‌آور خود عکاس را درگیر کند ، وی فرصت پیدا کرد ، دو عکس از این پسر بگیرد.


 

 - 14دسامبر 1971 ، آلمان غربی: تیراندازی بین پلیس و دزدان بانک


 

  8-15 ژوئن 1972 ، ویتنام جنوبی: عکاس این عکس به خوبی آن روز را به یاد می‌آورد ، نیروهای ویتنام جنوبی منطقه‌ای را با ناپالم بمباران کردند ، دختر ویتنامی در حالی که فریاد می‌زِد:"بسیار گرم است"،  لباس‌‌های در حال سوختنش را درآورد و بعد آب قمقمه‌اش را روی خود ریخت ، عکاس با دیدن کودکان در حال فرار آنها را سوار اتوموبیلش کرد و به بیمارستان مجاور برد.


 

11 - 16 سپتامبر 1973 ، سانتیاگو  شیلیسالوادور آلنده ، رئیس جمهور شیلی
لحظاتی قبل از مرگ در جریان کودتای پینوشه ، عکاس این عکس ناشناس است و

نیویورک تایمز این عکس را از منبعی که بر ناشناس ماندنش اصرار داشت ، به دست آورد
.


 

- 17جولای 1974 ، نیجر: یک قربانی خشکسالی


 

- 18جولای 1974 ، بوستون آمریکا: یک زن و یک دختر خودشان را از یک ساختمان در حال اشتعال به پایین پرت می‌کنند.


 

 - 19ژانویه 1976 ، بیروت لبنان: آوارگان فلسطینی. عکاس این عکس Françoise Demulder نخستین زنی است که توانست جایزه "بهترین عکس خبری سال" را تصاحب کند.
وی در شرایطی برنده شد که این جایزه بیستمین سالگرد خود را تجربه می‌کرد
.


 

 - 20آگوست 1977 ، آفریقای جنوبی: پلس در خارج کیپ تاون به سوی
شرکت‌کنندگان در یک تظاهرات نشسته که برای اعتراض به ویرانی

خانه‌هایشان تجمع کرده بودند ، گاز اشک‌آور شلیک می‌کند
.


 

 -21 مارس 1978 ، توکیو ، ژاپن: تظاهراتی بر علیه ساخت یک فرودگاه در ژاپن



22-
نوامیر 1979 ، تایلند: اردوگاه آوارگان ، یک زن کامبوجی در حالی که
فرزندش را در آغوش گرفته است ، منتظر توزیع غذا است.



23 -
آوریل 1980 ، اوگاندا: یک پسر دچار سوء تغذییه شدید. عکاس این عکس  وقتی
که فهمید همان مؤسسه‌ای که از انتشار این عکس به مدت 5 ماه خودداری کرده است ،

عکس را وارد رقابت عکاسی کرده است ، بسیار ناراحت شد. وقتی عکس برنده

جایزه "بهترین عکس خبری سال" شد ، عکاس  بسیار برآشفت ، چون مخالف

برنده شدن در رقابت‌های عکاسی از راه انتشار عکس افراد گرسنه و در حال مرگ بود
.


 

 - 24فوریه 1981: مادرید اسپانیا. پلیس نظامی پارلمان اسپانیا را تصرف کرده است.
عکاس از بیم توقیف عکس‌ها ، نگاتیوها را در کفشش قرار داد
.


 

 -25 سپتامبر 1982 ، بیروت لبنان: کشتار فلسطینی‌های اردوگاه آوارگان به وسیله فالانژهای مسیحی. در حالی که سربازان اسرائیلی مشغول تعریف کردن لطیفه برای هم بودند .
عکاس این عکس برای ساعت‌ها از جسدهای سوخته عکس می‌گرفت
.


 -26 اکتبر 1983 ، شرق ترکیه: بعد از یک زلزله ، زنی جسد 5 فرزندش را پیدا کرده است.


 - 27دسامبر 1984 ، بوپال هند: جسد کودکی که بعد از نشت گاز سمی از
یک کارخانه صنعتی فوت کرده. این عکس ، نماد حرص و آز جهان صنعتی شد
.


 - 28نوامبر 1985 ، کلمبیا: یک دختر 12 ساله بعد از وقوع آشتشفشان در میان خار و خاشاک به دام افتاده است ، بعد از 60 ساعت وی هوشیاری خود را از دست داد و فوت کرد.


 - 29سپتامبر 1986 ، سان‌فرانسیسکو آمریکا: ضایعات پوستی یک مبتلا به ایدز.
این ضایعات پوستی نشاندهنده کاپوسی سارکوما هستند. در شرایطی که مجلات

چندان تمایل نداشتند به اپیدمی ایدز بپردازند ، عکاس این عکس با انتشار

این عکس، بار دیگر باعث مطرح شدن نام این بیماری در جامعه شد
.


- 30 دسامبر 1978 ، کره جنوبی: تقابل مادری با پلیش ضد شورش بعد از دستگیری پسرش. این عکس در جریان تظاهراتی که برای اعتراض به تقلب در انتخابات برگزار شده بود ، گرفته شد.


- 31دسامبر 1988: شوروی: زلزله ارمنستان


4 -  32ژوئن 1989 ، پکن چین: عکس مشهوری که نیاز به توضیح ندارد.


 -33 ژانویه 1990 ، کوزوو ، یوگسلاوی: عزاداری برای مردی که در جریان
تظاهرات برای اعتراض به لغو خودمختاری کوزوو کشته شده است
.


 - 34فوریه 1991 ، عراق: گروهبان آمریکایی به خاطر مرگ یک سرباز که ظاهرا
بهترین دوستش بوده و اشتباها مورد هدف خودی قرار گرفته است ، می‌گرید
.


 - 35نوامبر 1993 ، سومالی: مادری فرزندش را آماده خاک‌سپاری می‌کند.
کودک به خاطر قحطی فوت کرده است
.


 - 36ژوئن 1994 ، رواندا: چهره مردی از قبیله هوتو که از سوی همِ‌قبیله‌ای‌هایش
به خاطر ظن به همکاری با قوم توتسی شکنجه شده است
.


 - 37می 1995 ، چچن: چهره یک آواره در حال انتقال به اردوگاه آوارگان
در جریان مناقشه بین نیروهای جدایی‌طلب چچن و ارتش روسیه
.


1996 - 38 ، آنگولا: یک قربانی انفجار مین


 -39 سپتامبر 1997 ، الجزیره الجزایر: یک زن در خارج بیمارستانی که مجروحان و کشته‌شدگان قتل عام بنت‌الله به  آن منتقل می‌شوند ، در حال شیون است.


 - 40نوامبر 1988 ، کوزوو: بیوه یک سرباز ارتش آزادی‌بخش کوزوو در مراسم
تشییع جنازه شوهرش


 -41 آوریل 1989 ، آلبانی: یک مرد آلبانیایی در حال قدم زدن در خیابانی در Kukës آلبانی
که در آن خشونت‌های نژادی شیوع زیادی دارد. عکاس موفق نشد با این مرد حرف بزند.
 


 -43 سال 2001 ، پاکستان: پیکر یک پسربچه آواره افغان آماده خاک‌سپاری می‌شود.


 23-  44ژوئن 2002 ، قزوین ، ایران: پسربچه‌ای در مراسم به
خاک‌سپاری پدرش که در جریان زلزله کشته شده است
.
 


 - 45مارس 2003 نجف عراق: یک زندانی جنگ عراق ، فرزندش را  ، دلداری می‌دهد.


: 46دسامیر 2004 ، تامیل‌نادو هند: زنی در ماتم نزدیکان کشته شده‌اش در سونامی


 -47 آگوست 2005 ، نیجر: مادر و فرزند در یک مرکز اورژانس توزیع غذا


 

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط سینا | 
اينك من به ياری مزدا تاج سلطنت را بر سر نهادم اعلام می كنم كه تاروز ی كه زنده ام و مزدا توفيق سلطنت به من بدهد به دين و آداب و رسوم ملتهايی را كه من پادشاه آنها هستم محترم خواهم شمرد ونخواهم گذاشت كه حكام و زير دستان من دين و آئين و رسوم ملتهايی كه من پادشاه آن هستم و ديگر ملتها را مورد تهديد و تحقير قرار بدهند يا به آنها توهين كنند .

من از امروز كه تاج شاهی به سر نهادم تا روزی كه زنده ام و مزدا توفيق سلطنت را به من بدهد هرگز سلطنت خود را به هيچ ملت تحميل نخواهم كرد و هر ملت آزاد است كه مرا به سلطنت قبول كند يا نكند و هرگاه نخواهد من را پادشاه خود بداند من برای سلطنت ان ملت مبادرت نخواهم كرد . من تاروزی كه پادشاه كشورهای ايران و بابل و جهات اربعه هستم نخواهم گذاشت كه كسی به ديگری ظلم كند و اگر شخصی مظلوم واقع شد من حق ويرا از ظالم خواهم گرفت و به او خواهم داد و ستمگر را مجازات خواهم كرد .

من تاروزی كه پادشاه هستم نخواهم گذاشت مال منقول يا غير منقول ديگری را به زور يا به نحو ديگر بدون پرداخت بهای آن و جلب رضايت صاحب مال تصرف نمايد .

من تا روزی كه زنده هستم نخواهم گذاشت كه شخصی ديگری را به بيگاری به گيرد و بدون پرداخت دستمزد او را به كار وادارد .

من امروز اعلام می كنم كه هركس آزاد است كه هر دينی را كه مايل است بپرستد و در هر نقطه كه می خواهد سكونت گزيند مشروط بر آنكه در انجا حق كسی را غصب نكند .

وبه هرشغلی كه ميخواهد بپردازد و مال خود را به هرطريق كه ميخواهد به مصرف به رساند مشروط برآنكه لطمه به حقوق ديگران لطمه نزند .

من امروز اعلام می كنم كه هركس مسئول اعمال خود می باشد و هيچ كس را نبايد به مناسبت تقصيری كه يكی از خويشاوندانش كرده مجازات كرد . و مجازات برادر گناهكار بر عكس بكلی ممنوع است و اگر يك فرد از خانواده يا طايفه ای مرتكب تقصيری شود فقط مقصر بايد مجازات شود نه ديگران .

من تا روزی كه به ياری مزدا سلطنت می كنم نه خواهم گذاشت كه مردان و زنان را به عنوان غلام و كنيز به فروشند و حكام زير دستان من مكلفند كه در حوزه حكومت و ماموريت خود مانع از فروش و خريد مردان و زنان به عنوان غلام و كنيز شوند .

رسم بردگی بايد به كلی از جهان برافتد و از مزدا خواهانم كه مرا در راه اجرای تعهداتی كه نسبت به ملتهای ايران و بابل و ملتهای ممالك اربعه برعهده گرفته ام موفق كرداند .

 

خوشهال میکنید اگر به این سخنرانی ها توجه کنید قلب انسانی خود را به انسانیت محشور سازید 

تقدیم به دانشجویان 18 تیر

سخنرانی شهبانو فرح

اهنگ وطنم

سخنرانی ویکتوریا ازاد                                            

معنای ساده ی سکولاریسم pdf

+ نوشته شده در  ساعت   توسط سینا | 

 

 

 

 

خاك»

 

 

او مثل خاك بود

آواز خوان و پاك                                                 

ما بركلام او

گنجشكان رامي ديديم

آواز او

تاكستان بود

ما ازكلام او

انگورهاي روشن مي چيديم

 

اومثل خاك بود

تبدار و تابناك

خوابش زلال بود

ازچشمه هاي دور مي آمد

ازسايه ها و نور

 

او مثل خاك بود

رازي نهان

در سينه داشت

گنجينه داشت

تالار داشت

آيينه داشت

 

اومثل خاك بود

اومثل خاك دشت

آهويي

سرگردان

دنبال يار مي گشت

 

اومثل خاك بود

وز تشنگي هلاك

آن روز وقت ظهر

با آتشي به سينه

ما خاك را به خاك سپرديم

 

 

 

« اي داد»

 

هرگز كسي نخواند

شعر مرا چنان كه دلم مي خواست

هركس به قول مولانا

از ظن خود

شد يار من

آگه نشد

از فكر من

ازكار من

 

مي خواستم بگويم

ازدستهاي سوخته و آبهاي صاف

مي خواستم بگويم

از سيمرغ

ازقاف

مي خواستم بگويم

زان نازنين كه چشمانش كه لبهايش پناهم بود

مي خواستم بگويم

از عشق تو

 

اي داد

اي بيداد

مرگم امان نداد

+ نوشته شده در  ساعت   توسط سینا | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
من سینا 22 ساله مردی از تبار ... شاید ناکجا اباد ولی دلسوز مردم همینجا اباد !!! نیست ما جزیی از هست شماست کاش !! اگر این وبلاگ هم فیلتر شد از www.samian-13.blogfa.com استفاده کنید در ضمن این وبلاگ هر سه شنبه ساعت 11 صبح اپ میشود

نوشته های پیشین
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
پیوندها
افشا
عربها
رحمان
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان